کاش به سوی تو بیایم - تاریخ: 1399/9/23 ساعت: 1:01
مطلب کاش نیلوبلاگ صدای مرا میشنیدی که چه عاشقانه صدایت میکنم .کاش چشمهای مرا میدیدی که چه بچه گانه گریه میکنند.کاش میدیدی که دیدن تو برایم آرزو شده است ، عشق تو برایم رویا شده است.کاش بودی و میدیدی که چقدر عاشقم
مهر بی مهری - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 8:14
او قهرمان زندگی من است...xa0حتی اگر هیچ مدالی بر گردنش نباشد، حتی اگر هیچکس از قهرمانیاش با خبر نشود...xa0قهرمانی که هیچوقت خسته نشد...xa0xa0قهرمانی که باختxa0تا من برنده شوم.او قهرمان زندگی من است...xa0قهرمان
به نظاره نشسته ام - تاریخ: 1397/10/4 ساعت: 18:09
کاش می شد به سادگی یک سلام تمام نبودنت را از یاد ببرم و پاک کنم این همه دلتنگی را از لوح فرسوده ی دل کاش می توانستم با یک سلام ساده در آغاز این نامه ها خط کشم بر هر چه فاصله است از دستان من تا لمس بو
سال - تاریخ: 1397/2/27 ساعت: 17:07
امشب یک سال از تورو نداشتن میگذره پدر از رفتنت بی خبر و حتی نمیتونم بیام کنار قبرت دلم بعضی وقتا برای بودنت تنگ میشه خیلی تنگ با اینک خانوادت در حقم بدی کردن زخم خوردم بی محلی دیدم و هنوزم دارم میبینم اما دلم برای تو تنگه و دلم میخادفقط یک بار بتونم بیام کنارت و بهت نشون بدم که چقد حال الانم آرومه و...
دنیا - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 17:36
نمیدونم باید چی بگم بگم خواست خدا بگم انتخاب خودم بگم سرنوشت هرچی میشه اسمشو گذاشت اما شوخی بود ک دنیا سرم دراورد خوشحال نیستم ناراحتم نیستم یکم ناراحتیم سر اینکه چرا زودتر نگف و با زبون بی زبونی خواست بفهمونه ک منو.نمیخاد هرچند ک منو قبل از پدرش تو دلش کشته بود منم صبر کردم اما نخاست ک منو ببینه حت...
...... - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 17:36
شبی ک هیچ وقت دوس ندارم ب صبح برسهxa0 قلبی ک داره از جا کنده میشهxa0دلی ک اروم ندارهxa0 ذهنی ک پر از حرفهxa0 زبونی ک پر از حرفه وxa0 چشمی ک مدتهاس در تنهایی میبارهxa0 حال امشبه منهxa0 کااااااش هیچ وقت صبحو نبینمxa0 ۲۵/اذر /۹۵ ساعت ۹:۰۳ -شب + نوشته شده توسط m!na در پنجشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۵ و ساعت...
روزهای سخت - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 17:36
بالاخره رو دلم پا گذاشتم و ب مامانش زنگیدم ک دیگ نمیتونم ادامه بدم خیلی تلاش کردم اما من واقعا گمت کردم مهرداد و کوچکترین تلاشی نکردی حال دلم عجیبه اولین مردی ک وارد زندگیم شد کسی ک هیچی ازش نخاستم فقط گفتم ارامش حالا همونی ک بهم قول ارامش داد قول داد ک برام تکیه گاه باشه حتی نیس ک این روزارو ببینه ...
دلی ک سوخت - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 17:36
و هیچ وقت نفهمیدم ک چرا من همیشه باید حرف نزنم و تا کی این قلب باید طاقت بیاره و دلی ک همه حرفارو بشنوه و نگه داره از روز دوم مرگ پدر ک برای اولین بار ی سری ادمارو میدیدمو در گوشم میگفتن اگر اینجور ب خودت نرسی مهرداد ولت میکنهااااا و من تو دلم میگفتم اگر قراره بخاطر ظاهرم ولم کنه همین الان ول کنه و ...
بدون شرح دلم - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 21:46
امروز که مینویسم یک ماه گذشته مهرداد 11 مهر از خرم آباد برگشت و پدرش همون روز بر اثر فشار رفت کما خیلی حالم بد بود حال دلم افتضاح بود انگار مهرداد و گم کردم و چ حال بدی تا فهمیدم رفتم بیمارستان و ..... اما نمیتونستم ببینم جای خالیشو 5 شنبه قبلش بهم زنگ زده بود و انگار ی چیزایی از سردی ما فهمیده بود ...
قبل از همه چیز - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:29
یه روزی ازین روزا - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:29
بعد از این داستان خانواده محترم داماد گفتن بریم ازمایش خون واااااااای ک چقد سخت ,سخت از نظر شرایط کاری الان شده اخرای خرداد و هر روز کارم سخت تر میشد تو این فاصله بار دوم تا ازمایش تنها پل ارتباطیمون تلفنای شبانه بود اخه مهرداد خیییلی از من دوره ب خاطر اجبار و شرایط کاری فعلا خرم اباد بود زنگ میزدو ...
داره نزدیک میشه ما شدنمون - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:29
امروز ۵مهر و بازم دیشب بد خوابیدم و ... شبای سختی رو میگذرونم از نظرروحی بدجور بهم ریختم و فعلا کاری از دستم بر نمیاد جز صبر تا اینک ببینم اخر هفته برمیگردی و دیدنت ارومم کنه وگرنه کل هستی هم جمع شن ارومم نمیکنن جز توxa0 خوووووب داریم میرسیم ب جای حساس قضیه روزا داره میگذره و مامان اینا ب فکر مراسم ...
یکمی قبل از ما شدن - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:29
امروز ک مینویسم ۸مهر یکم حالم بهتره اما هم چنان دلتنگتم و هیچ چیز خوشحالم نمیکنهxa0 ۱۴ تیر بود و من هنوز هیچ کاری نکردم دیگ مژده ب زبون اومد ک به رضایی گف تو رو خدا بذار مینا بره ۳روز دیگ بله برونشه این حتی لباسم نخریده یکم مسقره بازی دراوردیم و دوباره مشغول کار شدیم موقع ناهار رضایی گف تو برو تا شن...

برچسب‌های مرتبط

همه چیز قبل از بارداری | همه چیز قبل از ازدواج | یه روزی ازینجا میرم |